تبلیغات
مجله دینی_فرهنگی افغانستان - بازی سیاسی در بازسازی افغانستان
مجله دینی_فرهنگی افغانستان
"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا"

افغانستان بام دنیاست هرچند که فرو افتاده است. فرودست است ولی بلند آوازه. اما؛ زرسوایی بلند آوازه است. افغانستان در روزگار “جنگ سرد” شهره جهان شد. چه آنکه ناگهان یک قطب جهان در آن فرود آمد. واین چنین نام افغانستان در ردیف نام بلند”اتحادجماهیر شوروی” ارتقا یافت وجهانی گشت.آنگاه که آن نام بلند فروکاسته شد، دنیا هم افغانستان را به فراموشی گماشت. سی سال فراموشی. تا اینکه دنیا برپایه ی یک قطب پایدار شد. واین بار این قطب دنیا با تمام توانش براین سرزمین فراموش شده و بر روی زخم های التیام نیافته اش فرود آمد. تمام دنیا به حیرت افتادند وبه این پیکر نیمه جان، متحیر نگریستند. دست نوازش گشودند وهمگی تعهد به بهبودی کامل دادند. نابودی “دشمن مسلط (طالبان) وحذف ترور و وحشت”، “بنیاد یک دولت قوی ومتکی به خود”، “بازسازی ویرانی” و “نهادینه سازی ارزش های نوین انسانی” از اهم مهمات بودند که برآن همت نمودند و جامعه جهانی بر آن اجماع جهانی کردند.

از آن همت جهانی درست یازده سال می گذرد. اما قسم به همین جهان وآن همت جهانی اش. جهان خود شاهد است که...

اوضاع این سامان  هر روز بی سامان تر از دیروز است ودشمن مسلط تر از هرروز. وحشت  سایه افکنده است و دهشت افکنان فزونی یافته اند. پایه های دولت لرزان است واقتدار آن رو به فرسایش. بازسازی درویرانه ها گم شده است و ارزش های نوین انسانی بی مفهوم مانده اند.آشفتگی بیداد می کند وافسردگی بر جان مردم مسلط شده است. سردرگمی های امنیتی٬ نظامی و سیاسی در افکار عموم حاکم شده اند. نشانه ی آشکاری از تلاطم رفتن کشتی طوفان زده ی کشوربعد از۲۰۱۲ دلالت می کند و اما این که این زورق شکسته با چه امواج خروشان و کمر شکن رو به رو است٬ هیچ کس را از این راز نهان خبر نیست. چه آنکه نه تنها کشتی نشسته گان که حتی ناخدای این کشتی هم نمی داند که این دریا به کجا می برندش، وامپراطور این دریا اورا به کدام ساحل می سپارندش.

بدینسان،آگاهان امور نیک واقفند که نبود شفافیت در دستگاه دولت افغانستان وعدم صداقت در پرداخت کمک های دولت های همکار، باعث یک نوع بازی سیاسی در امربازسازی افغانستان شده است. بعد از بر افتادن رژیم طالبان در سال ۲۰۰۱ تاکنون امداد های پولی ومالی زیادی در افغانستان سرازیر گردیده است. گفته می شود مجموع کمک های نقدی جامعه جهانی به افغانستان به ۵۸ میلیارد دلار می رسد  که تعداد کمی از این پول ها مستقیما به دولت افغانستان پرداخت گردیده است.

در جریان چند سال گذشته همیشه انتقادات زیادی از سوی آگاهان روی عدم شفافیت، نبود هماهنگی در طرز العمل موسسات کمک دهنده ومدیریت ناقص در تطبیق پروژه ها صورت گرفته است. دستگاه اداری کشور نیز مصارف گزاف موسسات کمکی کشور های خارجی در جریان چند سال گذشته را موفق نخوانده است.درحالی که می شد این پول را در  پروژه ها ی مشخص با مصرف کم وتحت یک پلان منظم وبه مشوره دستگاه اداری کشوربه مصرف رسانید.

ضمن انتقاد بر مسؤلین امور ، انتقادات شدیدی در راستای چگونگی مصرف این کمک ها بر مسؤلین دولت نیز وارد است. به باور آگاهان آنچه در روند مصرف و هزینه شدن کمک های مالی بین المللی در جریان یازده سال گذشته فراموش یا نادیده گرفته شده است همانا اصل عدالت و انصاف بوده است؛ امری که برای تمام مردم افغانستان آفتابی شده است. برخی از مناطق که مستحق کمک و نیازمند کمک تلقی شده همواره از کمک های انکشافی، به دور مانده است.

چنین به نظر می رسد که میزان پروژه های انکشافی در حال اجرا شده در مناطق مختلف افغانستان به هیچ وجه یکسان و منصفانه نبوده است و در هر لحظه اصل عدالت در تطبیق این پروژه ها نادیده گرفته شده است.

 از اجماع جهانی درتوکیوی اول تا همت دوباره جهانی در توکیوی دوم، به اندازه ده سال فرصت زمانی به هدر رفته است و به میزان ۵۸ میلیارد دلار پول بازسازی افغانستان حیف شده است. آنچه که تاکنون همچنان یکنواخت مانده است، وضعیت آشفته و آتش افروخته در افغانستان است. در توکیوی دوم حداقل۱۶میلیارد دلار برای مرحله دوم بازسازی افغانستان تعهد شده است، این مبلغ چهارسال نگرانی را برطرف می سازد. اما نگرانی مهم اینست که این میزان پول را کدام دستی خواهد پرداخت و کدام دستی خواهد ستاند؟ بدین سخن که اگر همان دستانی که ۵۸ میلیارد دلار سابق را داد وستد کردند ۱۶میلیارد بعدی را نیز همان دستان بستانند، براستی که این قصه نیز به همان داستان خواهد پیوست.




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 6 شهریور 1391 توسط عبدالله