تبلیغات
مجله دینی_فرهنگی افغانستان - آغاز اشغال افغانستان توسط اسرائیل!
مجله دینی_فرهنگی افغانستان
"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا"



اگر یک نگاهی به تاریخ افغانستان و یا آریانای کهن بکنیم به راحتی میتوانیم پی ببریم که خاک افغانستان و یا خراسان قدیم ملیت های متنوعی را در آغوش خویش جا داده است و این ملیتها با وجود اختلافات کم و بیش برادرانه باهم زیستند، روز مسرت و ماتم خویش را باهم سپری نمودند، آنها در کنار همدیگر، بدون تبعیض، از مرز و بوم شان دفاع نموده، در صف نبرد دوشادوش هم در مقابل دشمن جنگیدند، شهید داده اند و حتی در جغرافیای اسلام خاکهای جدیدی آمیختند... فقط از اخوت و برادری شان تبعیض نداده اند.

با صرف نظر از این همه، شما امروزها شاهد یک جر و بحث هستید که در محور کتاب اطلس اتنوگرافی اقوام ساکن درافغانستان (غیرپشتونها) می چرخد. در بخشی از این اطلس آماری در باره ی فیصدی اقوام افغانستان معلومات ارائه گردیده است که در آن پشتونها 63 فیصد، تاجیکها 12 فیصد، هزاره ها 9 فیصد و ازبکها 6 فیصد از جمعیت افغانستان را تشکیل میدهند.


امروز در عصری زندگی میکنیم که...

جهان بسوی برداشتن مرزهای قومی و گروهی و حتی جغرافیایی تلاش میوزرد. اما یکعده کسانیکه "گویا" در اکادمی علوم افغانستان منحیث محقق تحقیق میکنند و خود را پژوهشکر مینامند، درصدد تثبیت اقوام پشتون و اهانت به اقوام دیگر در افغانستان هستند.

اولاً میخواهم در باره ی اکادمی علوم افغانستان معلومات مختصر ارائه کنم. این اکادمی به نقل از دانشنامه ای آزاد ویکی ‌پدیا درسال 1349 خورشیدی تأسیس گردیده که هدف اولیه ای آن هفت ماده میباشد و آنها عبارت اند از:


1-انجام تحقیقات بمنظور دورنمای روشن در ساحات علوم طبیعی و بشری که به رشد اقتصادی ملی و غنای فرهنگی موثر تمام شده بتواند.


2-مطالعه و ارزیابی منابع طبیعی افغانستان از قبیل منابع آب، خاک، انرژی، معادن، مواد خام، منابع طبیعی و احجار کریمه (سنگ‌های قیمتی) و سایر منابع طبیعی. تعین ذخایر منابع و نحوه‌های استفادهه ای موثر از این ذخایر نیز یکی از وظایف این بخش میباشد.


3-استفاده از جدیدترین دست‌آوردها و پیشرفت‌های علوم بشری و وسایل فنی آراسته به تکنولوژی مدرن بمنظور ارتقاء موثر در اقتصاد ملی و ارائه طرح مشخص در مورد.


4-ارتقا جایگاه دانش در افغانستان.


5-سهمگیری در طرح و تدوین برنامه‌های جاری کشور بمنظور ارتقا و رشد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی.


6-رشد و صیانت غنای فرهنگی و اقوام ساکن افغانستان.


7-رهبری و هماهنگ ساختن کارهای علمی و تحقیقاتی در بخش‌های علوم طبیعی و بشری که توسط موسسات عالی تحصیلی و دیگر موسسات علمی و تحقیقاتی کشور انجام صورت میگیرد.


این تحقیقی که از طرف اکادمی علوم افغانستان در مورد اقوام ساکن غیر پشتون صورت گرفته ماده ای ششم این اهداف را تشکیل میدهد. که البته این خبر تبعیض آمیز و نفاق افگنانه بجز از نفاق، تفرقه، تجزیه... بین ملت و خاک افغانستان چیزی دیگری به بار نمی آورد و حتی آغای محقق این کتاب را زمینه ای جنگ داخلی بعداز 2014 خواند.


ما در عوض اینکه احتیاجات اولیه ای جامعه و ملت خویش را تثبیت نموده از مردم سازی، جامعه و دولت سازی حرف بزنیم؛ در تلاش ساخت یک حکومت عاری از فساد اداری باشیم؛ عواملی که مانع پیشرفت کشور ما میگردد، از سر راه خویش دور نمائیم؛ تشویق به همبستگی اقوام ساکن کشور ویرانه ای خویش شویم... بازهم از حساس ترین نقطه ای مردم این سرزمین، میخواهیم وطن را به ویرانی بکشانیم! حیات مشترک خویش را به هم بزنیم! چه بسا دردآوراست!


جالبتر از آن، محترم عبدالحکیم صافی که خود را یکی از عضو برجسته ی این اکادمی معرفی نمود، در گفتگو باشبکه ی خبری طلوع چنین میگوید: "من کتاب اطلس اتنوگرافی اقوام ساکن در افغانستان (غیرپشتونها) را مطالعه نکردم و از منابع آن نیز کدام آگاهی ندارم. اگر در باره ی اتنوگرافی اقوام کدام معلوماتی هم اگر وجود داشته باشد شما میتوانید آنرا از مسئولین بپرسید" این چه دلیل بی مفهومی است؟ این چگونه اکادمی علوم است که بدون آرای عضو آن کتاب همچو مسائل مهم را در بر گرفته به چاپ میرسد؟ و این چگونه عضویتی است که از عملکردهای اکادمی اش معلومات ندارد؟ آقای صافی پس شما انجا چه کاره اید؟ چرا نشسته اید؟


خوانندگان محترم!

میخواهم به یک نقطه ای خیلی مهم دیگر شما را متوجه بسازم و آن اینکه: این حادثه ای جنجال برانگیز ما را به یاد ادعای روزنامه ای لوفیگاروی فرانسه میبرد. در این ادعا بعد از تحقیق گسترده در مورد پشونها، آنها را جز از قبیله گمشده ای اسرائیلی خوانده بود.

روزنامۀ لوفیگارو در تحلیل خود راجع به این مسئله چنین اظهار نظر نموده میگوید: "پشتونهای افغانستان اکثریت در میان سایر قومیت های مطرح در افغانستان میباشند، همچنان نظریه ی اصلیت یهودی آنها در منطقه و در میان مردم به سطح قابل ملاحظه ای منتشر شده است، ولی تا هنوز کدام مطالعه ای علمی دقیق ثابت کند که پشتونها در اصل یهود اند، صورت نگرفته است. اما اکثریت پشتونها ایمان دارند که آنها اصلیت یهودی دارند. حتی آخرین پادشاه افغانستان، ظاهر شاه، در جواب خبرنگار ایتالیائی در باره ای نسبش گفته بود که من از قبیله ای بنیامین یهودی هستم"


همچنین گفته شده است که در این توطئه، دست های بیرون مرزی نیز دخیل میباشد. ادعای کتاب اطلس اتنوگرافی اقوام ساکن در افغانستان (غیرپشتونها)، که در آن پشتونها را 62 فیصد نشان میدهد نیز به این ادعا تقویت میبخشد.

در ذهنم سئوالی خلق شده که آیا آن دست های بیرون مرزی میتواند اسرائیل باشد؟ یک سایت عربی زبان چاپ لندن، در مصاحبه ای با داکتر جعفر هادی حسن، نویسنده ای برجسته ای جهان عرب و پژوهشگر مسایل یهود و یهودیت به مسلمانان و عربها هشدار داده بود که متوجه باشند که اسرائیل به زودی افغانستان را توسط قبیله ای پشتون تحت اشغال خود در خواهد آورد. احتمالاً این گام دومی اسرائیل در اشغال افغانستان و یهودی سازی ملت افغانستان باشد...
شریف الله شریفی


افغان پیپر



برچسب ها: اشغال افغانستان توسط اسرائیل!،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 6 تیر 1391 توسط عبدالله