تبلیغات
مجله دینی_فرهنگی افغانستان - نامه ای به امام زمان (عج)...
مجله دینی_فرهنگی افغانستان
"واعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا"



"بسم الله الرحمن الرحیم"


قطعه ی گمشده ای از پر پرواز کم است

یازده بار شمردیم و یکی باز کم است

این همه آب که جاریست نه اقیانوس است

عرق شرم زمین است که سرباز کم است

 

مهدی جان 1170 بهار و خزان گذشت ونیامدی… عمری است که برای آمدنت بی قراریم...

یابن الزهرا،ببین از فراقت  چشم و دل مان بارانی است... بیا وقرار دل بیقرارمان شو...

 مولای خوبیها شرمنده ایم می دانیم بار سنگین گناهانمان سعادت دیدارت را از ما گرفته...

تو تنها باران در فصل قحطی خوبیها هستی... ببار بر این زمین منتظر ...ببار بر دلهای خسته مان...

خسته ایم ...خسته از جفای زمانه... چقدر جور زمانه را تحمل کنیم؟!... در سکوت سرد و غمگین

زمان ، بی پناه ، بی یار و یاور می رویم تا بلکه در دشتی بزرگ ، آنچه را که گم کرده ایم باز یابیم...


در اندیشه ی کودکان معصوم وطن هستیم که.....

مدت هاست در میان هیاهو وغلغله ی سرزمین اشغال شده مان جان می سپارند ...چقدر ناله مظلومانه کودکان و مظلومانی را که زیر ستم اند بشنویم و سکوت کنیم؟! ...

همه به خواب سنگین جهل فرو رفته اند و صدای مظلومان و دل شکستگان را نمی شنوند بیا و همه جهانیان را از خواب غفلت بیدار کن... ، خودت بیا و پناه بی پناهان باش..

ای که یک گوشه چشمت غم عالم ببرد
حیف باشد که تو باشی و مرا غم ببرد

خسته ایم....خسته از ظلم و ستم...خسته از سه دهه جنگ و قتال.. خسته از مین و تفنگ.....خسته از بی یاوری. .. خسته از دوری وطن.... خسته از آوارگی...... خسته از نگاههای حقارت بار.....

خسته از عقده های در گلو مانده ......دیگر توانی نمانده ....بیا و ببار ای باران خوبیها ...ببار...

 کهنسال ترین آرزوی دلمان آرزوی وصال توست!

 ای منجی عالمیان ، جهان در انتظار توست!

ای گل!ظهور کن تو نباشی بهار نیست!

زیباترین لحظه ها در انتظار گام های توست!


نیستی تا ببینی عاشقانت در روز میلادت چه می کنند؟ چگونه بغض سنگین خود را در گلو نگه داشته اند و انتظار می کشند... منتظرند تا کسی بیاید و جهان را از عدل پرکند... کسی بیاید و به این جهان بی اساس پایان دهد بیا تا بعد از این در کوچه های غریب شهر روز میلادت را با بودنت جشن بگیریم و خیابان های تاریک و ظلمانی را با نور بودنت چراغانی کنیم...

  خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

 کی می آیی که کران تا بیکران دلمان را برایت نورانی کنیم وچشمانمان را فرش قدومت نمائیم؟

 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا... تو که ترنم الطاف حق تعالایی بیا… یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه الله تو از کعبه مقصود ، جانها را معطر می نماید؟ یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی" کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0 بنفسی أنت…

ای پیدا ترین پنهان ما !.

بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودمان سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده... بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید...

بتاب ای آفتاب محض... ما تو را محتاجیم ... دست ما به دامان نجابتت !ای گستره امید!  این پیله های انجماد را که قرن هاست زمین به دور  باور خویش تنیده  چه کسی جز شما قادر به شکستن خواهد بود؟!

در عبور از گذر لحظه ها، در تپش مدام زمین و نگاه زهرآلود زمان، دستهای ما تو را می طلبد یا مولا!
مهر در سراشیب جاده ی عمل زیر چرخهای سنگین ستم له میشود در نبودت!


تو ما را رها نخواهی کرد و ما هر روز و هر ساعت و حتی هر ثانیه در آرزوی زیارت رخ چون خورشیدت، دست بر آسمان داریم و در محمل نیاز، از پروردگار بلند مرتبه، ظهور پرشکوه تو را تمنّا می کنیم…

آقای ما…
بیا که احساس نیازمند توست!
پرنده ها در سلام صبحگاه خود تو را می خوانند و گلها به امید نوازشت رخ می نمایانند!


بیا که دستهای نا توان ما در آرزوی یاوری تو مولا، شب و روز از گونه هامان قطرات شبنم را بر می چیند و لطافت باران را به جاده های عشق می پاشد، بلکه گلستانی بسازد از گلهای ناز و اطلسی که فرش راهت باشد و خاک قدمت!

بیا که زمین تشنه ی محبت و سلام توست و زمان در نقطه ی انتظار ایستاده است.........

تا کی به تمنای وصال تو یگانه

                                                اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه

خواهد که سرآید غم هجران تو یا نه                           

                                                ای تیر غمت را دل عشاق نشانه

 

مولای ما

دریاب این نفس های خسته را ....

در گذر از قنوت نافله ات یادی از خستگی جان هایمان کن...

یادی کن از تاریکی ثانیه های بی تو...

از خلوت اسمان بی ستاره...

از ناتوانی دستان منتظر...

واز جمعه ها که می ایند ومی روند و باز نشانی از تو نیست...  

 

چه روزها که یک به یک غروب شد نیامدی

چه عقده ها که در گلو رسوب شد نیامدی

تمام طول هفته را به انتظار جمعه ایم

دوباره صبح و ظهر و غروب شد نیامدی

 

و ما همچنان منتظر و چشم براه آمدنت می مانیم...

امیدواریم فرموده جدتان حضرت موسی بن جعفر(ع) شامل حال ما گردد که فرمودند:

 "خوشا به حال شیعیان ما كه در غیبت قائم ما بر محبت و ولایت ما و بیزارى از دشمنان ما پایدار ماندند، آنها از ماو ما از آنهائیم. و همانا آنان امامت ما را پذیرفتند، ما هم آنها را به عنوان شیعیان خود پذیرفتیم. خوشا به حال آنها و باز هم خوشا به حال آنها، آنها به خدا قسم در درجه ما و در كنار ما در روز قیامت اند."




برچسب ها: امام زمان،
نوشته شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1391 توسط عبدالله